»جان جهان | سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
»مهمان ویژه | پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲
»او غایب نیست | جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲
»ازنوشکفت نرگس چشم انتظاری ام | شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲
»پای دل گیر است | جمعه ۶ دی ۱۳۹۲
»دوستی با تمام ویژگی های رفاقت | یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲
»یک نماز امام زمانی | شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲
»مدیا پلیر ویژه محرم | دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲
»با نام و یادش... | شنبه ۶ مهر ۱۳۹۲
»دعای افتتاح | دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۲
»حکایت ما حکایت حر است... | یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۲
»برنامه های اندروید | چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۲
»مدیاپلیر مهدوی | دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۲
»نوای پیشواز مهـــدوی | چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۲
بعد دو سه سال دوباره بروز شدم
اونم امروز و فردایی که دلها بیشتر به سمت آقامون پر می کشه...
*****
دلم برای ورود تو لحظه شماری می کند
و حنجره ام تو را فریاد می زند، تو که تجلی عشقی.
قنوتم را طولانی می کنم تا تو نیمه شبی برای آن دعا کنی. کوچه های غریب بی کسی را آب و جارو می کنم تا تو صبحی زود از آن کوچه عبور کنی.
هر روز چراغ دلم را با «جامعه الکبیره» روشن می کنم و سفره افطارم را با «آل یاسین»و «عهد» تزیین می کنم، برای ظهور تو هر روز پای درد «کمیل» می نشینم.
نمی دانم آخرین ایستگاه «توسل» چه هیجانی دارد که مرا با خود تا آن سوی فاصله ها می برد و صبح آدینه چه صفایی دارد، که صبح آسمانش پراز «ندبه» است.
مولایم...! بی تو دفتر دلمان پر است از مشق های انتظار و من با دلم می خواهم آن روز که می آیی زیباترین مدال ایثار را تقدیم نگاه تو کنم.
«جمعه ها بی تو فقط این دل من می گرید
از فراق تو همه کوی و مکان می گرید»
پی نوشت: متن از سارا کلهر از قم
امام غائب از دیده ها ای حجت خدا
این پائیز سرد و سنگین با آغاز امامتت گرم تر از تابستان است حضرت ارباب باور کن،
این پائیز مصوت با آغاز امامت تو همه صامت می شود،
رب النوع مهربانی و وفا! دنیا با آغاز امامت تو مصفا می شود،
ای داعی دین خدا" این دین محمد با آغاز امامت تو از نو دایر می شود،
این دشت گندم گون آیه ها با آغاز امامت تو همه حاصل می شود،
سرما و گرمای این روزگاران سخت است آقا باور کن"
این فصل ها انگار با آغاز امامت تو حایل می شود،
این ترس و حادثه ها انگار با آغاز امامت تو زایل می شود،
این پائیز سراسر شور و زیبائی" با آغاز امامت تو شاعر می شود،
ای آفتاب رسالت پدر" آفتاب با آغاز امامت تو قاصر می شود،
یا صاحب الزمان آقا" کام جهان با آغاز امامت تو مربا می شود باور کن،
گویا یازده دوره دعا بی اجابت است" دنیا با آغاز امامت تو دارالشفاست باور کن،
دل ها همه خسته اند آقا " تنها با آغاز امامت تو این دل خوشی ها میسر می شود باور کن،
همه دید ها از تنهائی نوحه می کنند آقا " با آغاز امامت تو صد دل یک دل می شود باور کن،
ای آخرین ذخیره خداوند در زمین" با آغاز امامت تو این ناامیدی ها امید می شود باور کن،
دنیا تهی از هر چه محبت است مولا جان" با آغاز امامت تو طوبای عشق سبب ساز می شود باور کن...
پی نوشت: دوست خوبم خانم مباشر امینی
ورود امام زمان(عج)، اکیدا ممنوع!!!!!
یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند.
هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند.
لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود...
برای عروس مهم بود كه چه كسانی حتما در عروسی اش باشند.
از اینكه داییش سفر بود و به عروسی نمی رسید دلخور بود، کاش می آمد.
خیلی از كارت ها مخصوص بودند. مثلاً فلان دوست و فلان رئیس.
خودش کارتها را می برد با همسرش! سفارش هم میكرد كه حتما بیایند و اگر نیایید دلخور می شوم.
دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد.
همه باشند و خوش بگذرانند.
تدارک هم دیده بود. آهنگ و ارکست هم حتما باید باشند، خوش نمی گذرد بدون آنها!
بهترین تالار شهر را آذین بسته ام.
چند تا از دوستانم که خوب میرقصند حتما باید باشند تا مجلس گرم شود.
آخر شوخی نبود که. شب عروسی بود...
همان شبی که هزار شب نمیشود.
همان شبی که همه به هم محرمند.
همان شبی که وقتی عروس بله میگوید به تمام مردان شهر محرم میشود این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم...
همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست.
آهان یادم آمد. این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید.
همان شبی که داماد هم آرایش میکند. همه و همه آمدند حتی دایی اش، اما...
کاش امام زمانمان «عج» بود.
حق پدری دارد بر ما...
مگر می شود او نباشد؟
عروس برایش كارت دعوت نفرستاده بود، اما آقا آمده بود.
به تالار كه رسید سر در تالار نوشته بودند: (ورود امام زمان"عج" اكیداً ممنوع!)
دورترها ایستاد و گفت: دخترم عروسیت مبارک!
ولی ای كاش كاری میكردی تا من هم می توانستم بیایم...
مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید.
دخترم من آمدم اما...
گوشه ای نشست، دست به دعا برداشت و برای خوشبختی دختر دعا کرد...
سوال شد امام زمان (عج) غایب است
گفتم غایب؟
کدام غایب؟
بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده می گوید: پدرم گم شده است.
ما مثل بچهای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور میکنند.
بچه جلب ویترین مغازهها میشود و دست پدر را رها میکند و در بازار گم میشود
وقتی متوجه میشود که دیگر پدر را نمیبیند، گمان میکند پدرش گم شده است.
در حالی که در واقع خودش گم شده است.
انبیاء و اولیاء پدران خلق اند و دست خلائق را میگیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند.
غالب خلائق جلب متاعهای دنیا شدهاند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شدهاند.
امام زمان (عج) گم و غایب نشده است ما گم شدیم و محجوب گشتهایم.
امام غایب نیست، تو نمی بینی آقا را.
او حاضر است. چشمت رو که اسیر دنیا شده اگر از دنیا دست بردارد، آقا را می بیند.
خلاصه نگو آقا غایب است. تو نمی بینی....
آقا ردای سبز امامت مبارک پوشیدن لباس سبز خلافت مبارک
ای آخرین ذخیره ی زهرایی حسین(ع) آغاز روزگار امامت مبارک
وقتی كه سخن از برگزاری جشن یا شادمانی به مناسبت آغاز امامت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و بیعت با ایشان میشود.
برخی می پرسند: معنای این كار چیست؟ مگر در عصر امامان شیعه چنین رسمی بوده است كه امامی شهید شده و روز بعد، برای امامت فرزندش شادمان باشند؟
پرسش دیگر اینكه آیا این درست است كه عدهای قصد دارند با طرح جشن نهم ربیع به عنوان آغاز امامت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با برنامههای دیگر در چنین روزی مقابله كنند؟
و اصولا بیعت با امام یعنی چه و چه ثمرهای دارد؟
اینها پرسشهایی است كه میخواهیم در اینباره بدانیم:
1. آیا شیعیان برای به امامت رسیدن امامی، جشن میگرفتهاند؟
دو نوع شادمانی برای به امامت رسیدن امام داریم.
**یك نوع وقتی است كه پیامبر(صل الله علیه و اله و سلم)، حضرت علی(علیه السلام) را به عنوان امام معرفی میكند.
برای این امر، مراسم داشتیم و امامان هم بر آن و بزرگداشت آن تأكید كردهاند؛ البته جشنی متناسب با عرف زمانة خودش؛ یعنی وقتی پیامبر(صل الله علیه و اله و سلم)، حضرت علی(علیه السلام) را به عنوان امام در غدیر مطرح میكنند كه یك حالت عمومی دارد، این همراه خودش، جشن دارد؛ تا چند روز افراد به امیرالمؤمنین(علیه السلام) تبریك میگفتند؛ حتی بعد از این واقعه هم، وقتی كسی خبردار می شد به آن حضرت تبریك می گفت؛ چون پیامبر(صل الله علیه و اله و سلم) فرموده بودند كه حاضران به غایبان بگویند.
حاجیانی كه به مناطق خودشان برمیگشتند و این خبر مهم را به منطقة خودشان می رساندند، عدهای كه تازه خبردار میشدند باز هم به امیرالمؤمنین(علیه السلام) تبریك میگفتند.
جشن گرفتن در این روز در سیرة علما هم بود است.
با اینكه عید قربان و عید فطر از عیدهای اسلامی است؛ اما علاوه بر این دو عید، عید غدیر را بسیار گرامی میداشتند.
**اما نوع دوم، آغاز امامت، بعد از شهادت امام قبلی است.
سیره اهلبیت(علیهم السلام) در این مورد چگونه بوده است؟
اول اینكه طبیعی است كه ایشان به مناسبت شهادت امام قبلی، محزون بودهاند.
شیعیان نزد امام جدید میآمدند و ابتدا شهادت امام قبلی را تسلیت میگفتند و سپس با امام جدید بیعت میكردند.
بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید...یک نامه حاوی همه حرفهای راست یک نامه از کسی که کمی عاشق شماست
دست روی دلم نگذار زمستان!
تو زمین را سفید می کنی و ما چشم هایمان دارد سفید می شود...
اما زمستان! من و تو شبیه هم می شویم بهار....
همان بهاری که مسیح نزول می کند
و تو ای موعود! هر وقت از این حوالی عبور کردی، بر این فانوس های حوصله نگاه کن که ما به چشم هایمان آویختیم.
ما به شوق دست های گرم تو، سردی فراق را به جان می خریم.

هزار بار نوشتی بیا بیا دیر است
هزار بار نوشتم که پای دل، گبر است
شکست نیم نگاهت سکوت آینه را
نگاه کردن تو انتشار تصویر است
هزاربار برایت سروده ام اما
غزل برای تو تنگ است،دست و پا گیر است
غروب فرصت خوبی برای دیدن بود
دریغ چشم تو از این کرانه ها سیر است
تو با دعای توسل، گذشتی از پاییز
به استخاره نشستیم ما، دگر دیر است
نه من،نه تو، نه غزل، هیچ کس مقصر نیست
گناه زردی ما، روی دوش تقدیر است
پی نوشت: متن از علی احمدی/شعر از پانته آصفایی
دلم یه ذره شده بود واسه زیارت کریمه ی اهل بیت و دیدن گنبد فیروزه ای مسجد جمکران و خوندن دو رکعت نماز تهییت مسجد...
مهربانم! هوای دلی را که هوایی توست، داشته باش که شما آقایی و آقا را از هر طرف که بخوانی آقاست...
انشاالله فردا از شهر مقدس قم نائب الزیاره همراهان یوم الفرج هستم...
************
«الحمد لِله الذی هدانا لِهذا وَ ما کنّا لِنَهتدی َولا ان هدانَا الله»
اگر تمام عالم را جستوجو کنی، دوستی همچون امام عصر علیه السلام نمییابی که:
هرچند به یادش نباشی، تو را از یاد نبرد؛هرچند او را رها کنی، تو را رها نکند؛
هرچند بر او جفا کنی، از عطا دریغ نورزد؛
هرچند در حقّش دعا نکنی، به درگاه خداوند برایت دعا کند؛
هرچند از او گریزان باشی؛ از تو روی برنگرداند؛
هرچند موجبات رنجش او را فراهم کنی، رنجوری تو را برنتابد؛
هرچند به او سربلندی نیفزایی، او سبب افتخار و بزرگی تو باشد؛
اگر از حال او بیخبر باشی، از احوال تو بیخبر نماند؛
اگر تو حضور او را درک نکنی، همیشه و هرجا همراه تو باشد؛
اگر از ارتباط با وی خودداری کنی، خود به تو پیغام دهد؛
اگر از او دفاع نکنی، تو را بیپناه مگذارد؛
اگر هزاران مرتبه قلبش را شکسته باشی، باز عذرت را بپذیرد؛
اگر بارها نقض میثاق کرده باشی، راه بازگشت به سوی تو نبندد؛
اگر تو او را دوست نداری، او تو را دوست داشته باشد؛
اگر تو امانتداری شایسته برایش نباشی، او امین و راز نگهدار تو باشد؛
اگر تو او را یاری نرسانی، او پشتیبان و یاور تو باشد؛
اگر کوچکترین خدمتت را به رُخش کشی، بزرگترین لطفش را به رویت نیاورَد؛
اگر تو حریمش را پاس نداشتی، او تو را حمایت و محافظت کند؛
اگر تو او را طرد کنی، او کهف حصین و پناهگاه امن تو باشد،
اگر سهم او را از مالت نپردازی، باز هم روزی خویش را مدیون او باشی؛
اگر تو فرزندی خطاکار و سربه هوا گشتی، او پدری بزرگوار و شفیق باقی بماند؛
اگر تو حقّ برادریاش را ادا نکردی، او همچنان برادری مهربان برای تو باشد؛
اگر تو او را در سختیها تنها گذاشتی، او در تنگناها تو را تنها نمیگذارد و شاید رهایی بخش تو باشد؛
... و اینها همه درحالی است که هیچ نیازی به تو ندارد و به عکس، تو سراپا نیاز و احتیاج به اویی!
پی نوشت:الهام بيدآبادی/ دوماهنامه امان شماره 42
منظورم این نیست که چرا هر روز نماز میخوانم؟
میخواهم بگویم چرا نماز خواندن هر روزهام به صورت یک عادت درآمده است.
چرا این عادت، آن طور که باید مرا رشد نمی دهد. عبارت دیگر احساس می کنم درجا می زنم. اینکه این جور نماز را هر روز بخوانم ناراحتکننده است.
آخر این چه نمازی است که ما میخوانیم؟
نمازی که آن را به یاد همه چیز غیر از خدا میخوانیم!
نمازمان پُر است از معاملات کوچک و بزرگ و پیدا کردن اشیای گمشده و...
آیا این یک نماز امام زمانپسند است؟
چگونه نمازمان، امام زمانی شود؟
اگر بخواهیم نمازمان نماز امام زمانی شود، باید ببینیم حضرت چگونه نماز میخواند. یقیناً، مطمئناً ایشان نمازی میخواند که ویژگیهای منحصر به فردی دارد؛ گرچه بخشی از اعمال نمازش مثل بقیة مردم است.
به ظاهر مثل ما وضو میگیرد و مثل ما نماز را با رکوع و سجود و... به جای میآورد؛ اما حقیقت و کیفیت نمازش است که بین نماز ایشان با نماز بقیه از زمین تا آسمان فرق ایجاد کرده است.
در اینجا به برخی از ویژگیهای نماز مهدوی اشاره میکنیم:
نیت نماز باید اصلاح شود. نماز ریایی کارساز نیست. نماز امام زمانی نمازی است که با این نیت شروع شود که من دارم همسو با مولایم برای نزدیک شدن به خداوند نماز میخوانم.
حضرت مهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف مانند سایر ائمه معصوم-علیهم السلام، نمازش را در اول وقت، اقامه میکند. چیزی مانع نماز اول وقتشان نمیشود. همة ما گرفتاریهایی داریم، چه گرفتاریهای روحی، چه مادی و جسمی و...
اما وقتی گرفتاریها هنگام نمازِ اولِ وقت به سراغمان میآید، گاهی به راحتی نماز اول وقت را رها می کنیم و خیلی خونسرد دنبال کارمان میرویم.
بعد از انجام کارهایمان، اگر حواسمان باشد نماز را وسط یا آخر وقت میخوانیم و اگر حواسمان نباشد و احساس کنیم که نمازمان را خواندهایم وقتِ نماز خواندن میگذرد و تازه به فکر قضا شدن نماز میافتیم.
3. نماز با آرامش و خضوع
در سیرة امامان معصوم-علیهم السلام خوانده¬ایم که در موقع نماز، چنان محو تماشای حضرت باریتعالی میشدند که به تمام معنا از هرچه غیر او چشم میپوشیدند.
اولیای دین با تمام مشغله هایی که دارند هنگام نماز چنان با خضوع و خشوع به نماز میایستند که انگار نه انگار مشکلی در کار است، اما ما وقتی نماز میخوانیم، تمام وقت نمازمان با فکر کردن دربارة مشکلات و راه حل آنها پر میشود و نمازمان آرامش و خضوع کمی دارد.
حاشیه: ایشان بسان ائمه نماز می خواند.حضرت آیت الله جوادی آملی یک روز در درس تفسیرشان فرمودند: خیلی اوقات ما به علامه طباطبایی عرض می کردیم؛ آقا درس اخلاق بفرمایید. ایشان می فرمودند: اخلاق گفتنی نیست عمل کردنی است.اخلاق را باید به کار بست.
شما این حضرت آیت الله بهجت را ببینید تمام زندگی اش درس اخلاق است. رفت و آمد ایشان، برخو ردهایشان همه درس اخلاق است. از سویی مانند دیگر فقهاء تدریس میکند و از سوی دیگر بسان ائمه نماز میخواند.[2]
وصله:خیلی دور نیستااااا.....می تونیم از همین نمازامون واسه اثبات دوستیمون با آقا شروع کنیم.
امروز یک نماز با حضور قلب ، فردا دو نماز و در آینده ای نزدیک ان شاالله همه ی نمازامون امام زمانی....
بگو ان شاالله
پی نوشت: محمد جواد کمار/دو ماهنامه امان شماره 42
[2] . فریادگر توحید، ص170











